الشيخ رسول جعفريان

13

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

مقدمهء مؤلف بسم الله الرحمن الرحيم در آغاز ، ترجيح مىدهم ، دو سخن سنجيده را دربارهء صفويان نقل كنم . نخست سخن يك رهبر دينى و سياسى فرهيخته ، يعنى « آية الله خامنه‌اى » است كه به مناسبت بزرگداشت مقدّس اردبيلى - از فقيهان و متكلمان ايرانى برجستهء عصر صفوى و البته مقيم نجف - دربارهء صفويان فرمودند : « اين جانب بر خلاف كسانى كه صفويه را در چشم‌ها ضد ارزش كردند ، تأكيد مىكنم كه ، صفويه بزرگ‌ترين حق را به دانش فقاهت و كلام شيعى دارند ؛ زيرا ، آن‌ها بودند كه راه را باز كردند و علماى شيعه را در اين سطح پرورش دادند . » « 1 » دوم سخن يك مورّخ صفويه‌شناس ، با نام آشناى « والتر هينتس » كه دربارهء صفويان مىنويسد : « ايران امروز ، از نظر سياسى و فرهنگى ، بر همان پايه‌اى استوار است كه سلاطين بزرگ صفويه در قرون شانزدهم و هفدهم ميلادى بنا نهادند . » « 2 » كشور اسلامى ايران ، طى نه قرن نخست هجرى ، به لحاظ سياسى ، به صورت كشورى مستقل ، وجود خارجى نداشته و در واقع ، از زمان تسلط امويان و سپس عباسيان و ديگر امرا و دولت‌هاى محلى و منطقه‌اى ، گاه تحت سلطهء مناطق غربى خود در عراق ، و گاه تحت سلطهء دولت‌ها و نژادهاى برخاسته از شرق خود بوده است . در درازاى اين نهصد سال ، كلمهء ايران - به جز دورهء ايلخانان - بسيار محدود به كار رفته و ايران ، پاره‌هاى از هم گسسته بوده است ؛ آن چنان كه در هر دوره ، سلسله‌اى مستقل بر بخشى از آن حكمرانى مىكرده و به جاى نام ايران ، نام بخش‌ها و ايالات آن مانند خراسان ، سيستان ، آذربايجان ، جبال ، گيلان و مازندران و فارس ، شهرت داشته است . در عوض ، اسم و رسم عمومى براى تمامى آنچه كه ايران ناميده مىشد ، وجود نداشته و با نام‌هاى مختلفى مانند عجم يا تاجيك و غيره از آن ياد مىشده است . ايران به عنوان يك واحد سياسى مستقل ، در دورهء صفوى ، صورت پيش از اسلام خويش را بازيافت . انكار نمىتوان كرد كه در كنار خاندان شيخ صفى الدين اردبيلى ، بسيارى از تركان آناتولى كه مريدان دلباختهء اين خاندان بودند ، در تشكيل دولت صفوى و

--> ( 1 ) . روزنامهء همشهرى ، ش 998 ، پنج شنبه 31 خرداد 1375 ( 2 ) . كمپفر ، مقدمهء سفرنامه ، ص 12